اصول اصلی EFT
اصول کلی معالجه برای تمرکز بر روی احساسات به عمل گرفته میشود و تکنیک هایی شبیه تکنیک های گزینه به کارگیری در روند معالجه تجربی گزینه به کارگیری قرار میگیرد. برای مثال این اصول سه اصل اصلی ثابت گردیده و گزینه دفاع قرار گرفته گردیده دانایی هیجانی، تهیه هیجانی و تغییر تحول هیجان میباشد که راهنمای رهبران EFT در معالجه میباشند [5]. در ذیل به بهترین مشاور خانواده مشهد برخی از اصول اصلی اشاره میگردد :
دور اندیشی
ارتقا دور اندیشی از عاطفه ها یا این که احساسات یکی مهم ترین و اصلی ترین هدف ها معالجه میباشد. حصول به دانایی و نشان گذاری تجربه احساساتی مهم سبب بروز داده ها سازگار و تمایل به عکس العمل احساساتی می گردند، دراین نگرش اساسی میباشد که به درایت از احساسات دقت کرد، احساسات را احساس کرد و صرفا در زمینهی کلام نزد(وولی[6] ، 2011). درمانگر با مریض همدلی می نماید و با وی همیاری می نماید، دانایی هیجانی اورا ارتقاء میدهد و آن را تعدیل میبخشد و کارایی می نماید تا مراحل درمانی را برای مریض راحت نماید و(( خویش مریض )) را بسط دهد. آنها به بیماران امداد می نمایند به احساساتشان که از آن دوری می کرده اند دست یابند، موافق آن ها باشند و آنها را تحمل و علامت گذاری نمایند. همینطور به بیماران امداد میشود تا عواطفشان را که شم می نمایند ایجاد نمایند، مقصود نیازها و عنایت آنها را بشناسند تا به آنها دست یابند و آن ها را بهبود بخشند. معالجه های انسانی و تجربی بر توسعه و گسترش دور اندیشی اشخاص از هم دور اندیشی و هم تجربه ضمنی و مسئولیت برای کشف و اخلاق مفهوم از این تدبیر تأکید دارا هستند. دراین راه و روش، هیجان مدام تحت عنوان هسته تهیه و تنظیم مراحل بها گذاری میشود و گزینه نظارت قرار میگیرد[7].
ذکر احساسات
ذکر عاطفه ها به مریض امداد می نماید تا به نگرانی های اساسی اعتنا نماید و آنها را روشن و در جهت غرض هدایت نماید. میل شدید آدم به دوری از ذکر احساسات مشقت آور میباشد. براین اساس بیماران بایستی تشویق شوند تا بهاین پرهیزها موفق شوند و احساسات سختی آور خویش را در تجربیاتشان عملا نماد دهند. ممکن میباشد تغییر تحول در اعتقادات بی آلایش همانند((خشم خطرناک میباشد)) یا این که((مرد که ناله نمی نماید)) سبب به در دست گرفتن و خودداری هیجانات گردد. آنگاه به بیماران اذن داده میگردد تا با احساساتشان رابطه برقرار نمایند و آنهارا تحمل نمایند. این دو گام با ادراکات شخص سازگار میباشد. گرچه از جنبه EFT استحصال، برانگیختگی و تحمل تجارب عاطفی نیاز میباشد ولی برای تغییر تحول کفایت نمیکند. احساسات مناسب در حیث EFT یکپارچگی دربین احساسات و ادراکات میباشد. برای دسترسی به تجربه رمانتیک، بیماران می بایست داده ها را تجربیات و کشف نمایند.
در دست گرفتن
سومین اصل از اصول روند عاطفه ها، در دست گرفتن عاطفه ها میباشد. بدیهی میباشد که برانگیختگی احساسات[8] و ذکر آنان معمولا در طول و معاش به تنهایی اثر گذار وجود ندارد. برای برخی از بیماران یادگرفتن در اختیار گرفتن احساسات با استفاده احساسات ارائه می گردد. عاطفه ها نیاز به در اختیار گرفتن دارا هستند وقتی که پریشانی زیاد میگردد و احساسات با کنش های سازگار بر پایه ی نیستند. مهارت در اختیار گرفتن احساسات و تحمل نگرانی نیاز به متانت داراست. یادگرفتن مواقعی زیرا عامل ها حس تحمل و پذیرفتن، ارتقاء احساسات مثبت، کاهش جراحت پذیری و احساسات منفی و التیام خویش و نفس مؤثر می باشند. این یادگرفتن ها بر احساسات شخص تحقیق دارااست و اذن میدهد احساسات بروز نماید، تنفس و موافقت نماید تا به حصول و غلبه بر احساسات مهم یاری دهد.
تغییر تحول
یکیاز مهمترین طریق ها راجعبه برقرار کردن با احساسات در معالجه، تغییرو تحول میباشد. حس با شم، بویژه تغییرو تحول احساسات ناسازگار اول همانند خوف، خجالت، غم و تنهایی و سوراخ، به احساسات سازگار دیگر میباشد. در سود ی تغییر و تحول، احساسات ناسازگار خنثی گردیده و به احساسات سازگار تبدیل میگردد [9].
نقش هیجان در معالجه هیجان مدار
هیجان بوسیله معالجههای متفاوت به روشهای متعدد آیتم گفت و گو قرار میگیرد، تحت عنوان پدیدهای غیر منطقی، مخرب و پدیدهای همایند یا این که تحت عنوان جنبهای از کارکرد بیولوژیکی انطباقی. هیجان به دلایلی نیز بایستی اساسی طلقی گردد؛ در جاری درمانی، زمانی روی هیجانات عمل خواهد شد، رویش عمیق سریعخیس واقعه می افتد. درد و دیگر هیجانات کار کشته معنای عمیقی در معاش شخص دارااست. هیجانات داده ها مهمی درباره معنای حادثه ها ساخت و ساز مینمایند، و همینطور اخلاق را به سمت یک طریق بالقوه انطباقی بر میانگیزد.
در راه EFT هیجان فرآیند درمانی را به جنبش در میاورد، در حالی که از ساختارهای شناختی- رفتاری غفلت نشده میباشد، هیجان سازمان دهنده اعصاب و روان و نیروی واسطهای میباشد که به ساختار این معالجه یاری مینماید. آشنایی و هیجان به یک مدل تکمیل کننده و غیر خطی کار مینمایند و از دید تئوری نام و نشان غیروابسته از هم دارا هستند. در مراحل EFT هیجان وسیلهای میباشد که به وسیله درمانگر برای ساختوساز تغییرو تحول به شغل برده میگردد. هیجانات به شخص این مجال را می دهند که درونیترین جنبههای خویش را برای هر چیز سوا خویش ذکر نمایند. ذکر هیجانات ارتباطی فی مابین تجاربهای درونی و عالم بیرونی میباشد. هیجانات نیاز داراهستند تا به پیامهای قابل شعور و جاری ساختن تولیدکننده تشخیص داده و ترجمه شوند [10].
هدف ها درمانیEFT
یک مقصود نخستین برای EFT این میباشد که درمانجو این بضاعت را به دست آورد که از تجربه هیجانی خودش دوراندیشی به دست آورد و بضاعت کافی در تجربیات هیجانات و ذکر هیجانات منفی و مثبت داشته باشد.
غرض درمانی، وصال به پیوندی ایمن میباشد، از انزوا به تضارب هیجانی، از نگهبانی های حساسبه پناه، از در خویش بودن به گشوده بودن و ریسک کردن، از منفعل بودن ناامیدانه به احساساتی از خلاقانه فعال بودن، از منتقد بیچاره بودن به وصال به رمانتیک از این که چطور هر مریض این را برای دوروبری ها طاقت فرسا ساخته میباشد تا پاسخگو و نگهداری کننده باشد، از تمرکز بر عیبهای بقیه افراد تا وصال به کشف خوف ها و امیال خودمان. مقصود معالجه براین اساس یاری به اشخاص میباشد برای استحصال به هیجانات اساسی و رشد رابطه مثبت که منجر بالا رفتن، در دسترس بودن میگردد[11]. همچنین، اهدافEFT عبارتند از:
بسط و سازماندهی دوباره جوابهای هیجانی
ساخت تغییرو تحول در موقعیتهای تعاملی
رشد لینک ایمن
اصول اصلی EFT
اصول کلی معالجه برای تمرکز بر روی احساسات به عمل گرفته میشود و تکنیک هایی شبیه تکنیک های گزینه به کارگیری در روند معالجه تجربی گزینه به کارگیری قرار میگیرد. برای مثال این اصول سه اصل اصلی ثابت گردیده و گزینه دفاع قرار گرفته گردیده دانایی هیجانی، تهیه هیجانی و تغییر تحول هیجان میباشد که راهنمای رهبران EFT در معالجه میباشند [5]. در ذیل به بهترین مشاور خانواده مشهد برخی از اصول اصلی اشاره میگردد :
دور اندیشی
ارتقا دور اندیشی از عاطفه ها یا این که احساسات یکی مهم ترین و اصلی ترین هدف ها معالجه میباشد. حصول به دانایی و نشان گذاری تجربه احساساتی مهم سبب بروز داده ها سازگار و تمایل به عکس العمل احساساتی می گردند، دراین نگرش اساسی میباشد که به درایت از احساسات دقت کرد، احساسات را احساس کرد و صرفا در زمینهی کلام نزد(وولی[6] ، 2011). درمانگر با مریض همدلی می نماید و با وی همیاری می نماید، دانایی هیجانی اورا ارتقاء میدهد و آن را تعدیل میبخشد و کارایی می نماید تا مراحل درمانی را برای مریض راحت نماید و(( خویش مریض )) را بسط دهد. آنها به بیماران امداد می نمایند به احساساتشان که از آن دوری می کرده اند دست یابند، موافق آن ها باشند و آنها را تحمل و علامت گذاری نمایند. همینطور به بیماران امداد میشود تا عواطفشان را که شم می نمایند ایجاد نمایند، مقصود نیازها و عنایت آنها را بشناسند تا به آنها دست یابند و آن ها را بهبود بخشند. معالجه های انسانی و تجربی بر توسعه و گسترش دور اندیشی اشخاص از هم دور اندیشی و هم تجربه ضمنی و مسئولیت برای کشف و اخلاق مفهوم از این تدبیر تأکید دارا هستند. دراین راه و روش، هیجان مدام تحت عنوان هسته تهیه و تنظیم مراحل بها گذاری میشود و گزینه نظارت قرار میگیرد[7].
ذکر احساسات
ذکر عاطفه ها به مریض امداد می نماید تا به نگرانی های اساسی اعتنا نماید و آنها را روشن و در جهت غرض هدایت نماید. میل شدید آدم به دوری از ذکر احساسات مشقت آور میباشد. براین اساس بیماران بایستی تشویق شوند تا بهاین پرهیزها موفق شوند و احساسات سختی آور خویش را در تجربیاتشان عملا نماد دهند. ممکن میباشد تغییر تحول در اعتقادات بی آلایش همانند((خشم خطرناک میباشد)) یا این که((مرد که ناله نمی نماید)) سبب به در دست گرفتن و خودداری هیجانات گردد. آنگاه به بیماران اذن داده میگردد تا با احساساتشان رابطه برقرار نمایند و آنهارا تحمل نمایند. این دو گام با ادراکات شخص سازگار میباشد. گرچه از جنبه EFT استحصال، برانگیختگی و تحمل تجارب عاطفی نیاز میباشد ولی برای تغییر تحول کفایت نمیکند. احساسات مناسب در حیث EFT یکپارچگی دربین احساسات و ادراکات میباشد. برای دسترسی به تجربه رمانتیک، بیماران می بایست داده ها را تجربیات و کشف نمایند.
در دست گرفتن
سومین اصل از اصول روند عاطفه ها، در دست گرفتن عاطفه ها میباشد. بدیهی میباشد که برانگیختگی احساسات[8] و ذکر آنان معمولا در طول و معاش به تنهایی اثر گذار وجود ندارد. برای برخی از بیماران یادگرفتن در اختیار گرفتن احساسات با استفاده احساسات ارائه می گردد. عاطفه ها نیاز به در اختیار گرفتن دارا هستند وقتی که پریشانی زیاد میگردد و احساسات با کنش های سازگار بر پایه ی نیستند. مهارت در اختیار گرفتن احساسات و تحمل نگرانی نیاز به متانت داراست. یادگرفتن مواقعی زیرا عامل ها حس تحمل و پذیرفتن، ارتقاء احساسات مثبت، کاهش جراحت پذیری و احساسات منفی و التیام خویش و نفس مؤثر می باشند. این یادگرفتن ها بر احساسات شخص تحقیق دارااست و اذن میدهد احساسات بروز نماید، تنفس و موافقت نماید تا به حصول و غلبه بر احساسات مهم یاری دهد.
تغییر تحول
یکیاز مهمترین طریق ها راجعبه برقرار کردن با احساسات در معالجه، تغییرو تحول میباشد. حس با شم، بویژه تغییرو تحول احساسات ناسازگار اول همانند خوف، خجالت، غم و تنهایی و سوراخ، به احساسات سازگار دیگر میباشد. در سود ی تغییر و تحول، احساسات ناسازگار خنثی گردیده و به احساسات سازگار تبدیل میگردد [9].
نقش هیجان در معالجه هیجان مدار
هیجان بوسیله معالجههای متفاوت به روشهای متعدد آیتم گفت و گو قرار میگیرد، تحت عنوان پدیدهای غیر منطقی، مخرب و پدیدهای همایند یا این که تحت عنوان جنبهای از کارکرد بیولوژیکی انطباقی. هیجان به دلایلی نیز بایستی اساسی طلقی گردد؛ در جاری درمانی، زمانی روی هیجانات عمل خواهد شد، رویش عمیق سریعخیس واقعه می افتد. درد و دیگر هیجانات کار کشته معنای عمیقی در معاش شخص دارااست. هیجانات داده ها مهمی درباره معنای حادثه ها ساخت و ساز مینمایند، و همینطور اخلاق را به سمت یک طریق بالقوه انطباقی بر میانگیزد.
در راه EFT هیجان فرآیند درمانی را به جنبش در میاورد، در حالی که از ساختارهای شناختی- رفتاری غفلت نشده میباشد، هیجان سازمان دهنده اعصاب و روان و نیروی واسطهای میباشد که به ساختار این معالجه یاری مینماید. آشنایی و هیجان به یک مدل تکمیل کننده و غیر خطی کار مینمایند و از دید تئوری نام و نشان غیروابسته از هم دارا هستند. در مراحل EFT هیجان وسیلهای میباشد که به وسیله درمانگر برای ساختوساز تغییرو تحول به شغل برده میگردد. هیجانات به شخص این مجال را می دهند که درونیترین جنبههای خویش را برای هر چیز سوا خویش ذکر نمایند. ذکر هیجانات ارتباطی فی مابین تجاربهای درونی و عالم بیرونی میباشد. هیجانات نیاز داراهستند تا به پیامهای قابل شعور و جاری ساختن تولیدکننده تشخیص داده و ترجمه شوند [10].
هدف ها درمانیEFT
یک مقصود نخستین برای EFT این میباشد که درمانجو این بضاعت را به دست آورد که از تجربه هیجانی خودش دوراندیشی به دست آورد و بضاعت کافی در تجربیات هیجانات و ذکر هیجانات منفی و مثبت داشته باشد.
غرض درمانی، وصال به پیوندی ایمن میباشد، از انزوا به تضارب هیجانی، از نگهبانی های حساسبه پناه، از در خویش بودن به گشوده بودن و ریسک کردن، از منفعل بودن ناامیدانه به احساساتی از خلاقانه فعال بودن، از منتقد بیچاره بودن به وصال به رمانتیک از این که چطور هر مریض این را برای دوروبری ها طاقت فرسا ساخته میباشد تا پاسخگو و نگهداری کننده باشد، از تمرکز بر عیبهای بقیه افراد تا وصال به کشف خوف ها و امیال خودمان. مقصود معالجه براین اساس یاری به اشخاص میباشد برای استحصال به هیجانات اساسی و رشد رابطه مثبت که منجر بالا رفتن، در دسترس بودن میگردد[11]. همچنین، اهدافEFT عبارتند از:
بسط و سازماندهی دوباره جوابهای هیجانی
ساخت تغییرو تحول در موقعیتهای تعاملی
رشد لینک ایمن

راهنمای کامل برای پیدا کردن مشاور خانواده مطمئن